من آدم بی طاقتی هستم

نمیتوانم وقتی توی سرم میزنند سرم را پایین تر بیندازم

نمیتوانم وقتی حقم را میخورند از طرف مقابل تشکر کنم

نمیتوانم وقتی تحقیرم میکنند با علامت سوال به شعور طرف مقابلم نکاه نکنم

نمیتوانم ببینم در مراکز علمی بهترین رزومه ها به دلیل آنچه صلاح خسروان است نادیده گرفته شود

نمیتوانم...

و اینها زندگی اجتماعی مرا سخت تر میکند

سخت تر از سخت...

 

بعد نوشت: به استاد عزیزم حالم را گفتم، روایتی برایم خواند: مومن همانند خوشه های تازه است که باد های تند حرکتش میدهند و خمش میکنند ولی تا آن تند باد بگذرد و دوباره سر بلند میکند ولی کافر همانند گیاه خشکی است که وقتی باد تند وزید آن را در هم میشکند .[جامع الاخبار شعیری ص 183 به نقل از پیامبر (ص)]

آرام شدم