بعد از مدتها با هزار مکافات پیدایش کردم

برایش ایمیل زدم

بعد از چند روز جوابی آمد

گرم و پر امید

تلفن هم را گرفتیم و با هم حرف زدیم

از بقیه پرسیدم

گفت غیر از ما چند نفر هیچ کس نیست

همه رفته اند

یکی کانادا

یکی فرانسه

یکی انگلیس

و این آخری امریکا

من هیچ وقت با مهاجرت مشکلی نداشتم

ولی ناامید شدم

نا امید از اینکه مثلا یک روز همدیگر را ببینیم

گرچه همین چند نفر را هم که باقی مانده اند هنوز ندیده ام

انقدر آدمها مشغولند که دوستی ها این وسط گم میشوند

ولی چقدر خوب بود یکی روز که از کوچه میگذرم

یک روز که از خیابان عبور میکنم

خیلی اتفاقی یک باره یکی را ببینم

یک دوست را

همدیگر را بشناسیم و یک دل سیر خاطره تعریف کنیم