گاهی دلت میگیرد

انگار بعضی روزها روز تو نیست

غم وجودت را پر میکند

اما همان موقع چیزهایی هست که دلخوشت میکند

وقتی پسرت را میبینی که سالم و سرخوش خوابیده؛ نه مثل پسر 5 ساله ای که تازه دیده ای که 22 بار عمل شده و معلوم نیست چند بار دیگر این اتفاق برایش بیفتند تنها به خاطر یک ویروس؛ و نه مثل پسر 14 ساله ای که همه دنیا را گشته اند تا پیوند ساز گار پیدا کنند و هر ماه و هر لحظه درد ورنج کشیده است تا بالاخره از انگلیس یک دهنده پیدا کند

وقتی به استادت زنگ میزنی و میفهمی که سرش شلوغ است و میخواهی قطع کنی  میگوید نه من که همه تلفن ها را جواب نمیدهم و تو از آنها هستی که جوابت را میدهم

وقتی آن یکی استادت آخر جلسه سخنرانی وسط این همه آدم اسمت را صدا میزند که باهات کار دارد و بعد جلسه سه تا 500 تومانی عیدی روز غدیر را که برای تو و همسرو فرزندت کنار گذاشته است، میدهد

دلخوش شده ام

این چند روز از ته دل احساس خوشبختی کرده ام

شاید پول خریدن بعضی چیزها را نداشته ام ولی در عوض چیزهایی دارم که با هیچ پولی نمیتوان خرید

خدایا خیلی خیلی ممنونم