بعد از ورزش زنها نشسته اند و از آرزوهایشان میگویند

میانسالند

یکی میگوید:

«آرزو دارم دوباره بچه دار شوم آنوقت پوشکش کنم و قربان صدقه اش بروم

دلم برای خودم و بچه هایم میسوزد

برای خودم که انقدر کهنه شستم

و برای بچه ام که مادر خسته اش رمقی برای مهربانی نداشت...»