نویسنده زن است

از آنها که مثل خودم کمی خل وضع است و به همه چیزهایی که دیگران میگویند ولش کن توجه کرده است

انقدر خوب نوشته بود که انگار کتاب نخوانده ام؛ با هم نشسته ایم و قهوه و کیک خورده ایم و او از خاطراتش گفته است

انقدر قابل درک بود که انگار حرفای خودم بود

انقدر عمیق بود که دلم میخواهد بارها بخوانمش

چقدر خوب بود

چقدر

کاش یک نفر پیدا میشد که مثل من کمی خل وضع بود

زن بود

این کتاب را خوانده بود

انوقت مینشستیم  و با هم درباره اش حرف میزدیم

چقدر زنهای ما با زنی که انقدر از ما دور است حس های مشترک دارند!

کارهای مشترک!

و من هنوز باور نمیکنم این کتاب را زنی از اروپای شرقی نوشته است!