گاهی هست را فراموش میکنم

یادم میرود که هستم؟

یادم میرود کجا هستم؟

یادم میرود با چه کسانی نسبت دارم؟

در این فراموشی بایدهایی قد علم میکنند

باید اینطور بود

باید این کار را کرد

باید به اینجا رسید

.

.

.

نسیم می آید

پرده غفلتم کنار میرود

و باید هایم رنگ پوچی میگیرند

وای خدای من!

کجا هستم

چه کار میکنم

چقدر بیراهه آمده ام

خدایا به تو پناه میبرم از خودفراموشی