گاهی تو را فراموش میکنم

تو را نه

نسبتم با تو را فراموش میکنم

آنوقت تقه ای یا نیشگونی

من را به خودم میآورد

آن روز فهمیدم که قصدت همین بود

.

.

.

هر بار تصمیم گرفته ام عاشق خوبی باشم

که نه در لحظه نیاز

که در حالت راز به یادت باشم

.

.

.

اما گاهی سخت مشغول رنگ و لعاب میشوم

یادم میرود به تو سلام کنم

یادم میرود ....

یادم میرود.....

.

.

ولی خوشحالم که تو فراموشم نکردی

از نواختنت

از گداختنت

از به حال خود آوردنت

دانستم