اون روز که به حرم دعوت شدم از صبحش داشتم وبلاگ یه دوست جدید را که رفته المان میخوندم و کلی رفته بودم تو حال و هواش

برای افطار رفتم حرم

یه کم که نشستم خانومی آمد که تیپش برام جالب بود

بعد از چند لحظه فهمیدم که ایرانی نیست حدس بزنید مال کجا بود؟

آلمانلبخند

کلا اون روز آلمانِ خونم زیاد شده بود

با هم کمی صحبت کردیم و ایمیلم را بهش دادم تا اگه سوالی داشت بپرسه

اسمش مونیکا بود

کریمه اهل بیت مهمانی داشت که در اولین روز حضورش در این شهر دعوت شده بود مهمانی که مسلمان نبود

خدا همه ما را مهمان سفره اهل بیت در دنیاو آخرت قرار بده

اولین احیا گذشت

دو روز پیش یادداشتی را خوندم که شب احیا دوسال قبل نوشته بودم و آخرش خواسته هامو برای خدا لیست کرده بود

خواسته هایی که الان جزء داشته هامه

دیدنش برام خیلی خوب بود

اینکه من فراموشکار و ناشکر یادم بیاد که خیلی از همین چیزها را نداشتم و به لطف خدا بهشون رسیدم

البته یه فایده خیلی مهم دیگه هم داشت

اینکه یه لیست بلند بالای جدید برای خدا حاضر کنمنیشخند

شما هم امتحان کنید

صد درصدش سوده