وقتی که دعا میکردم ته دلم به خودم میخندیدم

شاید شیطان بود که قلقلکم میداد و نوای نا امیدی سر میداد

وقتی دعا میکردم اعوذ بالله گفتم و گفتم باشد شاید دعایم دیر مستجاب شود ولی میدانم که میشود

وقتی دعا میکردم با شرم، با اشاره گوشه چشمم به خدا گفتم طاقت ندارم خیلی صبر کنم خودت که مرا میشناسی

حالا چند وقت بیشتر از دعایم نگذشته که بوی استجابت میآید

از کجا و چطور همه چیز جور شد؟!

اصلا با دو دوتای من حالا حالاها تا استجابت مانده بود

 

ولی بگذار باز هم دعا کنم

برای آنکه تا آخر همه چیزش جور شود

برای آنکه به تنگنا نیفتم

و برای آنکه نگذارد شیرینی استجابتم با رنج تلخ شود

برای آنکه  کامل اجابت شود

برای آنکه همه چیزش با هدیه ای از خدای مهربان جور باشد

دعا میکنم