خواب زمستانی

قبل تر ها حس مورچه ای را داشتم که قدمهایش کوچک بود ولی انقدر تکاپو داشت که هم خودش و هم دیگران حس میکردند بالاخره به مقصد میرسد

اما چند وقتی ست حس میکنم خرسی غنوده در غارم، که تا بهار و بیدارشدن از خواب زمستانی هیچ حرکتی نخواهد کرد.

 

پ.ن: با توجه به پست قبلی و این نوشته به خودم شک کردم، نکنه تو مغزم باغ وحش تاسیس شده!

/ 2 نظر / 12 بازدید
لیلا

نگران نباش خواهر ... این تبدلات طبیعیه غیر این باشه باید نگران شد... ولی خب یک خبر خوش! چیزی به پله ثبات نمونده ، دلم خوشه به اون لحظه.

لیلا

سلام خانمی چرا همه نظراتت رو غیر فغال کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟