دالان دل

دلگیرم، دلم یک جا گیر کرده است

دوستم میگوید: رهایش کن اصلا بهش بگو بره

نمیداند دلم غمباد گرفته است و وقت رفتن از دالان چشمهایم با فشار رد خواهد شد

همین است که ابر چشمانم بی اختیار میبارند

بی اختیار

/ 1 نظر / 3 بازدید