تا اخر دنیا خرامان خواهم رفت

این روزها این تن رنجور نمیتواند بارکش خوبی باشد خسته و درمانده از شلاق های روزگار پاها را بر زمین میکشم و میروم

میخواهم یک جا بنشینم و بگویم رهایم کنید، دیگر نمیتوانم!

ان وقت کسی کنارم بنشیند و دستی بر سرم بکشد و جرعه ای اب خنک

اما ضربات شلاق تند تر و تند تر فرود میایند

باید بلند شوم باید این بار را تا اخر دنیا با خود ببرم

راستی اخر دنیا کجاست؟!

/ 0 نظر / 19 بازدید