کرم یا پروانه

امروز باغبان درخت های توت را هرس میکرد

دلم خواست کرم ابریشم داشته باشم و بگذارمش روی برگها

کرم برگهای سبز و آبدار را  خوش و خرم بخورد و هیچ کس به او نگوید نخور چاق میشوی

و هر وقت از این خوردن ها خسته شد برای خودش پیله ای بسازد و بخوابد و نه احتیاج به مرخصی گرفتن داشته باشد و نه کارهایش عقب بماند

آخرش هم ترگل  و ور گل، پروانه ای زیبا

میترسم با این زندگی نا به هنجار، ما که پروانه و زیبا به دنیا می آییم،  دست آخر کرم از دنیا رویم

/ 1 نظر / 3 بازدید
صدیقه (ایران دخت)

چه خوب گفتی ... راستش ترسیدم... نکنه این سیر نزولی که دارم واسه همینه؟! [ناراحت]