در سوگ عشق

دوباره کم سن و سال شده ام

.

.

من کم سن و سال شده ام

و حالا وسط این میز کار، بین این همه کتاب سر به هوایی میکنم

دلم هوای عاشق شدن دارد

دلم عشق میخواهد

عشقی که دائم سرکوفت نزند

عشقی که غر غر نکند

عشقی که به او تکیه کنم

پشتم گرم باشد که یک نفر آنقدر دوستم دارد که مرا با هیچ چیز عوض نمیکند

عشقی که از دیدنش سرشار شوم

عشقی که از ندیدنش بی قرار شوم

من دلم عشق میخواهد

.

.

.

باید از این میز بلند شوم تا اشکهایم را اطرافیانم ندیده اند

/ 2 نظر / 12 بازدید
دختره روستایی

آیا همچین موجودی اصن وجود داره؟ نخیییییییییییییییرم! منکه فک نکم...![منتظر] ولو اینکه من فقط یکیو میشناسم!