من و مق و ما

سالهاست که با (مق) دوست هستم (ما)، دوست (مق) است که چندیست با او نیز آشنا شده ام

 (مق) به شدت تابع مد است و من از این آدمها که هر چه دوست دارم میپوشم حالا میخواهد مد باشد یا نباشد

یه روز اتفاقی (مق) و (ما) را دیدم جایی بودیم که نمیشد بلند حرف زد آروم از تناسب اندام (ما) تعریف کردم ولی نمیدونم چرا فکر کرد من دارم از پالتوش تعریف میکنم پالتویی که رنگ طوسی مرده ش را اصلا دوست نداشتم اونم سریع با اشاره به (مق) گفت سلیقه ایشونه آدم یه دوست با سلیقه داشته باشه همینه

 عکس العمل منلبخند  

بعد این دو نفر دور برداشتند و از جواهرات آویزانشان تعریف کردند و انگشترهای جواهرشان را نشانم دادند و باز هم منلبخند و گفتم مبارکه مبارکه

دست آخر (مق) به (ما) گفت این نرگسو ولش کن من خیلی روش کار کردم این درست بشو نیست

منلبخند

نه خداییش آخه الان وقتلبخند بود پس این نیش باز من کی باید بسته بشه هان کی؟

/ 0 نظر / 16 بازدید